کرگدن نامه

مجموعه ای از تحقیقات "وحید نیک قلب"در حوزه ی کشف دلایل ایجاد سوراخ لایه ی اُزُن !!!...

خواب...
نویسنده : وحید نیک قلب - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳٠
 

نمی دونم چه مرگم شده. دیگه حال نوشتن هم ندارم. از آخرین یاد داشتی که نوشتم ماه ها میگذره و از اون موقع هیچ چیزی به ذهنم نرسیده که بخوام اینجا بنویسم. اتفاقات خوب و مزخرف زیادی تو این مدت افتاده که اصلا دوست ندارم درباره هیچ کدومش چیزی بگم. آدمای خوب و  مزخرف زیادی رو دیدم که دوست ندارم درباره هیچ کدومشون حرف بزنم. جاهای مزخرفی رفتم که اصلا دوست ندارم توصیفشون کنم و ...

این روزهای پاییزی یاد خونه ی بچگی هام تو شمال میافتم. وقتی سر ظهر از مدرسه میومدیم. زود ناهار میخوردیم و تو آفتاب سرد و رنگ پریده پاییز با سعید گوشه  باغچه کوچیک حیاط با مورچه ها بازی میکردیم. یا گِل های باغچه رو به امید پیدا کردن گنج زیر و رو میکردیم. باغچه کوچیکی که شک نداشتیم اگه گنجی زیرش نباشه لااقل فسیل یه دایناسور یا یه موجود ماقبل تاریخ توش هست.

مامان با بازی کردن تو حیاط مخالف بود. با بازی تو کوچه مخالف بود. کلا با بازی کردن مخالف بود. دوست داشت بعد از ناهار خونه ساکت باشه و همه بخوابیم. ولی مگه ما می خوابیدیم؟ اصلا نباید می خوابیدیم. این همه وقت برای خوابیدن داشتیم و داریم. چرا باید بخوابیم مامان؟

فکر کنم هنوز هم اون عادت دوران کودکی رو با خودم دارم. همیشه فکر میکنم دیر شده و برای خوابیدن وقت ندارم. احساس میکنم با خوابیدن لحظه های قشنگ زندگی رو می سوزونم.  میدونم یه زمانی میرسه که کلا باید بخوابم ولی تا اون زمان برسه

من بیدارم.

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 "آخرین بسته سیگار در تبعید"

حرف که می‌زنی، انگار
سوسنی در صدایت راه می‌رود
حرف بزن
می‌خواهم صدایت را بشنوم
تو باغبان صدایت بودی
و خنده‌ات دسته کبوتران سفیدی
که به یک‌باره پرواز می‌کنند
تو را دوست دارم
چون صدای اذان در سپیده‌دم
چون راهی که به خواب منتهی می‌شود
تو را دوست دارم
چون آخرین بسته سیگاری در تبعید.
تو نیستی
و هنوز مورچه‌ها
شیار گندم را دوست دارند
و چراغ هواپیما
در شب دیده می‌شود

"عزیزم،
هیچ قطاری
وقتی گنجشکی را زیر می‌گیرد
از ریل خارج نمی‌شود
و من
کرگدنی!!! که می‌خواست
با شاخ‌هایش قطاری را نگه دارد."